جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى
933
تحفة الملوك ( فارسى )
بعد از آن ، قوامى نيست از براى اين دو صنف مگر به صنف سيّم ، كه طبقهء قاضيان و عاملان و كاتبان است ؛ چونكه قاضيان محكم مىنمايند امر حل و عقد و دين را ، و عاملان جمع مىنمايند منافع و خراج را ، و كاتبان اعتماد نموده مىشود ايشان در امور خاصّه و عامّه . و لا قوام لهم جميعا الّا بالتّجّار و ذوى الصّناعات فيما يجتمعون عليه من مرافقهم و يقيمونه من أسواقهم و يكفونهم من التّرفّق بأيديهم مالا يبلغه رفق غيرهم . و قوامى از براى اين اصناف نيست به تمام مگر به تاجران و صاحبان صناعات ؛ چونكه اجتماع مىنمايند آنها بر منافع جهان و برپا مىدارند بازار ايشان را و كفايت منافع و حوايج ايشان را مىنمايند به دستهاى خود از چيزهايى كه سعى غير ايشان به او نمىرسد . ثمّ الطّبقة السّفلى من أهل الحاجة و المسكنة الّذين يحقّ رفدهم و معونتهم . بعد از آن ، طبقهء پايين است كه عبارتند از : اهل حاجت و فقر و مسكنت ، كه ثابت و لازم است عطا نمودن و اعانت فرمودن ايشان . و فى اللّه لكلّ سعة ، و لكلّ على الوالى حقّ به قدر ما يصلحه . و در نزد خدا است از براى هريك از اينها وسعتى ، و از براى هريك از اين اصناف بر والى حقى است به قدرى كه اصلاح آورد امر آنها را . و ليس يخرج الوالى من حقيقة ما ألزمه اللّه من ذلك إلّا بالإهتمام و الإستعانة باللّه و توطين نفسه على لزوم الحقّ و الصّبر عليه فيما خفّ عليه أو ثقل فولّ من جنودك أنصحهم فى نفسك للّه و لرسوله و لامامك و انقاهم جيبا و أفضلهم حلما ممّن يبطئ عن الغضب و يستريح إلى العذر و يرأف بالضّعفاء و ينبوا على الأقوياء و ممّن لا يثيره العنف و لا يقعد به الضّعف . و بيرون نمىآيد والى از حقيقت آنچه لازم فرموده است خداى تعالى از اين حقوق مگر به اهتمام و سعى تمام و استعانت بستن به خداوند و مهيّا نمودن نفس خود را بر گرفتن طريق حق و صبر نمودن بر آن در امرى كه سبك باشد بر او يا سنگين باشد . پس والى بگردان از لشكر خود كسى كه ناصحتر ايشان باشد در نزد تو مر خدا را و مر پيغمبر او را و مر امام تو [ را ] و كسى كه پاكتر باشد دامن او و افضل باشد حلم